تبليغاتX
من و نفسم
من و نفسم
دوست دارم هوارتــــــــــــــا

 

هي لوله گاز  !!‌ يا به قوله بعضي ها اي روده گاو !!‌ يا به عبارتي ساده تر اي روزگار

اين قافله عمر عجب مي گذرد !! انگاري كه همين ديروز بود من داشتم مطلب مي گذاشتم ولي چه زود دير شد و چقدر زود گذشت .

بله امروز خيلي از دفعه قبلي كه آپ كردم گذشته !!! آخه دارم تمرین خانه داری میکنم همش بشور و بساب و بپز و خلاصه مامان خانومی هی میگه این کارو نکن بده اون کار و بکن خوبه فقط کم مونده تمرین بچه داری بکنم که اونم انشاالله حاصل میشه !!!

از یه طرف دیگه هم یه عالم درس و مشق و اینا داشتم ....

سالگرد ازدواجمون اومد و رفت ولي من متاسفانه وقت نكردم اون روز به اين قشنگي رو اينجا ثبتش كنم !! ولي حالا مي گم آقاي نفس خان سالگرد ازدواجمون با يه خورده بيشتر از يه خورده تاخير مباركا باشه ... گو لو لو لو .... ايشاالله صدوپنجاه سال ديگه كنار هم خوب و خوش و خرم زندگي كنيم و هي هرسال تو برام سالگرد ازدواجامون چيزاي رنگي كه زرد و سفيد باشه بخري !!! كه من توي دستم بكنم يا به گردنم بندازم يا مثلا انگشتم بكنم حالا ديگه اون سليقه اي هستش بالاخره !!!

اي واي ببخشيد آقاي نفس خان و دوستاي خوب و گل و مرهبون سلام يادم رفت، سلام سلام

چطوليد اي بي معرفتا همتون بي معرفتيد از اون آقاي نفس خان گرفته تا اون دوستان خان كه سري به ما نمي زنند آقاي نفس خان من دلم ميخواد اين دفعه هم براي من نظر ندي اون موقع منم باهات قهر ميكنم تا از اون چيز زردا و سفيدا هم نياري آشتي نميشم !!!

فهميــــدي ؟ حالا گفته باشم بعد نگي نگفتي ؟!!

آقاي نفس خان الهي من قربون اون چشماي بادوني مرهبونانه ات بروم كه اينقدر تو خوبي ميدونم كه مياي بهم سر ميزني اگه هم نياي بخاطر اينه كه خيلي كار داري و همونطوري كه من هميشه به يادتم تو هم به ياد مني !!‌ پس دوست دارم هـــــوارتا دونه ....

وای نفس خان چقدر زودی گذشت یک سال و اَندی شدش راستی دوستان عزیز من و دوستان نفس خان لباس مباس می خواهید بدوزید بدوزید چون که بزودی داره عروسیه ما میشه ها

قرار به امید خدا 28/8/88 عروسی باشه .

 

خوب اینم متن کارت عروسیه ما البته شعره !! حتما تشریفات بیاورید البته به نکات

عرض شده توجه کافی مبذول بفرمایید !!!

 

آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست

 با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید

 

ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است

 لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنید

 

بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ

 معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید

 

تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه

 با غذا و میوه ی آن جشن افطاری کنید

 

البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها

 پیش فامیل مقابل آبروداری کنید

 

میوه، شیرینی، شب پاتختی مان هم لازم است

 پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید

 

گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی

دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید

 

موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان

 پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید

 

هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر

 هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید

 

در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب

 کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید

 

گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه

چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید

 

ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک

دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید

 

لامبادا، تانگو و بابا کرم یا هرچه هست

از هنرهاتان تماماً پرده برداری کنید

 

البته هرچیز دارد مرزی و اندازه ای

 پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید

 

حرکت موزون اگر در کرد از خود، دیگری

 با شاباش و دست و سوت از او طرفداری کنید

 

کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟

با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید

 

در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور

 بی ادا و منت و هر گونه اطواری کنید

 

 

 

آقاي نفس خان خاني جون جوني جونم موست دارم هوارتا

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 توسط خانومی

سلام به همه بچه های خوب و مهربون که وقتی ما نیستیم اونام نیستند !!!

اول از همه عید نوروز رو به همه تبریک میگم بالاخص نفس خودم، بعدشم تولد نفسم بوده که  به دلایل شرایط خاصی که داشتیم نتونستم توی وبلاگم بهش تبریک بگم درنتیجه حالا بهش تبریک میگم :

تولــــــــــد تو ، تولد همه خوبيهاست
تولد تو ، آغازيست براي يه دنيا مهــرباني
تولـــــد گذشت ، تولد مهرباني
تولد فداکاري ، تولد همه پاکيهــا
تولـــد احساس ، تولد دوست داشتن
تولد خوشبختي ها ، تولد اميـــد
تولد آرامش ، تولد يک فرشــته
تولد يک زيبايي ، تولد يک بـهــــــــار
تولد زلالي دريا ، تولد عشــــق
تولد يک انسان به تمام معنا واقعي
تولد تمام روزهاي قشنگ زندگـــــي
تمام واژه ها براي توصيف خوبي هاي تو حقيرند
و هنــوز جمله اي که بشه تورو باهاش وصف کرد متولد نشده
تولدت مبارک عزیزم....

نفسم به یاد روزهای خوبی که کنارهم داریم همیشه شاد باش  یاد شیطنت هایی که باهم داریم یادت میاد اون روزی که من رفتم توی اتاق قایم شدم که وقتی وارد شدی بترسونمت ولی تو از یه طرف دیگه ای رفتی و من کلی جلوی مامانت اینا ضایع شدم و تو چقدر عاشقانه از صمیم قلب خندیدی !! یادت میاد که چقدر با بالش شبا خونتون توی سر وکله هم میزدیم از زور اینکه صدای خنده هامون بیرون نرهgirl_haha.gif میرفتیم زیر شصت تا پتو ! دوست دارم همیشه همون طوری لبخند بزنی و فارق از هرچی درد و رنج باشی !

یکمی عشقولانه !!!

من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
در غمستان نفسگير، اگر
نفسم ميگيرد
آرزو در دل من
متولد نشده، مي ميرد
يا اگر دست زمان درازاي هر نفس
جان مرا ميگيرد
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم

دوستت دارم نفسم ، بی نهایت !!!




نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و دوم فروردین 1388 توسط خانومی

 

سلام به همه دوستانی که گاهی از ما یادی میکنند !!!!

این سری متفاوت تر از همیشه نوشته میشه و من غمگین تر از همیشه هستم برای نفسم !!

آخه دلتنگشم بدجوری دلتنگ ، امیدوارم سلامت باشه و میدونم که نفسم هم به یادمه و دلتنگمه !!!

 

فدای مهربونیات بشم من ، جای خالیت رو در کنارم احساس میکنم ، دلم برای اون نگاه مهربونت و نوازش های عاشقانه ات تنگ شده ، دوستت دارم یه عالمه اونقدر زیاد که از گفتنش عاجزم !!  وقتی صدای قشنگت رو از این همه فاصله می شنوم باعث آرامش خاطرم میشه و با حرفهای دلنشینت من رو آروم و قانع میکنی ! 

 

ولی خوشحالم که فردا برمی گردی کنارم و من رو درآغوش مهربونت میکشی !!!!

 دلتنگتم ...

 من تمام بی كسی هايم را قامت بسته ام و در طولانی ترين سجده اندوه به اندازه همه نبودنهايت اشك می ريزم و به بلندای يلدای فراقت با آهی از عمق قلب هزارپاره ام ، كابوس رفتنت را خاكستر می كنم ...!!!!!!

بگذار بی ادعا اقرار كنم كه دلم برايت تنگ می شود ، وقتی نيستی دلتنگی هايم را قاب می كنم . لحظه لحظه غروبی را كه نيز دلتنگ تو و چشمان بارانی ات می شوم ، قاب می كنم تا وقتی آمدی نشانت دهم كه شايد ديگر تنهايم نگذاری ....!

تو كه می آيی پنجره ای باز می شود، پرده بی رنگ دلتنگی كنار می رود ، آرام ميان جانم خانه ميكنی و چه ساده همسايه دلم می شوی ، حال من و ستاره ها دلتنگ تو ايم ....!!!!

سلامت میدهم از راه دور

سلامت میدهم با دلی رنجور

تو که دوری از ما فرسنگ فرسنگ

نازنینم دلتنگتم، دلتنگ دلتنگ

دلتنگ اون دو چشم سیاه

دلتنگ اون نگاه گیرا

دلتنگ اون لبهای نازت

دلتنگ اون رازو نیازت

دلتنگ اون نجوای شبونه

آخه همش میگه با من میمونه

دلتنگ اون آغوش گرمت

دلتنگ اون روی پر از شرمت

دلتنگ اون دستای نازت

دلتنگ اون آغوش بازت

دلتنگ اون قلب مهربونت

دلتنگ اون شیرینی زبونت

دلتنگ اون نوازشای نازت

دلتنگ اون آرامش پر از نیازت

دلتنگتم تو این دیار غربت

دلتنگتم ای یار،دلتنگ دلتنگ

 

 

 مهربونم دوستت دارم بی نهایت ، دوستت دارم بیشتر از دیروز و کمتر از فردا ......

 

 




نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم اسفند 1387 توسط خانومی

 

سلام سلام صدتا سلام

ولنتاین ولنتاین ولنتاینت مبارک

مبارک مبارک ولنتاینت مبارک

بیا منو بوس کن تا صد سال زنده باشی (ویژه نفسم)  لطف کنید این قسمت رو سانسور کنید

حالا دست دست

دست دست دست

 

 

بچه ها ولنتاین رو به همه شما و همه ی عاشقای دنیا تبریک میگم

دوست دارم یه عالمه  فکر نکنی یه قابلمه آخه یه قابلمه خیلی کمی

من عاشق تو هستم دل به کسی نبستم

فدات بشم الهی آخه چگدر تو ماهی

 

 

بیا با هم برصقیم بیا باهم برصقیم

خوب بسه دیگه

 ***********************

خوب یکمی خصوصی !!!

نفسم خیلی دوستت دارم دلم میخوادش همیشه بهترین ها رو نثارت کنم

بیشتر از همه دنیا دوستت دارم

دیروز که کنارم نبودی خیلی دلتنگت شدم  ولی فهمیدم که اگه نباشی زندگی معنایی نداره

امیدوارم که همیشه بتونم بهترین ها رو نثارت کنم بازم میگم خیلی خیلی خیلی هوارتا هوارتا هوارتا موست دارم عشق من

 

ببین منم برای بوسیدنت همین مدلکی باید بکنم

امیدوارم هیچ وقت عشقولانه ای ما به این حد نرسه !!!

اینم آخرین عکس تقدیم به عشقم

بازم میگم دوست دارم

 




نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 توسط خانومی

 

سلام به همه همه همه همه دوستای گلم ( حالا همچین می نویسم کسی ندونه فکر میکنه این وبلاگ 5000 تا بیننده داره )!!!!

 

یه خبر فوری !!!

من و عشقولی امروز وارد هفتمین ماهگرد ازدواجمون شدیم !!

  

هیچم خنده نراره !! خوب ما هنوز به سالگرد اینا نرسیدیم دیگه!!!

این متن زیرم به مناسبت وارد شدن به هفتمین ماه درکنار هم بودنمون تقدیم میکنم به عسل مسل !!

 

سالگرد ازدواج  ( حالا شما تصور کنید ماهگرد ازدواجه )

1) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

 

روز زن

1)زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)

 

روز مرد

1) زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
2) مرد: حالا اشکال نداره عزیزم، سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی میاد)
 

 

40 روز بعد از تولد بچه

1) زن: وای مامانی بازم گرسنه هستی؟ (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی؟)
2)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم، راستی عزیزم شیر خشک چقدر خوشمزه است؟)

 


40 سال بعد
1)زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
2)مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم ؟


2 ثانیه قبل از مرگ

1) زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم
2) مرد: گشنمه 
 

 

وصیت نامه

1) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم و نثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!

2) مرد: شب هفتم قرمه سبزی بدید!

 

اون دنیا

1)زن : خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدا نکنید، نه... نه... عزیزم... خدایا به خاطر من...
(و سر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)
2)مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن!!!!!!!

 

اینم یه مدلشه جیجه !!

************

کمی تا مقداری جدی !!

 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی،آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی،مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود،ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

 

یکمی خصوصی !!

عسل مسلم بدون که خیلی موست دارم قد یه دنیا

میدونم گاهی بد میشم و اذیتت می کنم بخاطر علاقه زیاده حالا توی دلت نگی این علاقه بخوره توی .... میدونم تو اینقدر ماهی و باگذشت که از این حرفا نمی زنی

دوست دارم اندازه یه قابلمه نه یه عالمه نه هرچی دوستم داشته باشی یه دونه بیشتر موست دارم

 




نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم بهمن 1387 توسط خانومی

پسری که خاطرخواه شماست (آخ کجایی خاطرخواه !) و واقعاً شما را دوست داره، دست به این کارا می زنه سعی می کنه خیلی از اوقات خودش رو با شما بگذرونه،حتی زمانی که فرصتش کم باشه با شما شوخی می کنه ، سعی می کنه با ادای یکسری کلمات ، محبت و دوستی خودش رو نشون بده (مثلا می گه اگه بد خواه مدخواه داری جون دادا بگوها.

حرفای زیبا و قشنگ می زنه سعی می کنه روی شما تأثیر خوب بگذاره ، هی می خواد به شما کمک کنه در جمع دوستان رفتار و برخورد خیلی بهتری با شما داره .

مرتب به دنبال شما می گرده یا ازدوستان سراغ تو رو می گیره و گاهی از دوستانت یکسری سوالات درباره تو می پرسه اگر مسئله ای پیش بیاد از شما حمایت و دفاع می کنه، هر وقت به او احتیاجی داشته باشی ، از کمک و پشتیبانی دریغ نمی کنه.

یکسری جملات و کلمات جدی به شما می گوید ، مثلاً ''ای کاش مال هم بودیم اگه امکانش را داشته باشه به شما زنگ می زنه که با شما صحبت کنه بدون اینکه حرف یا مطلب خاصی را بخواهد به شما بگوید توی چشمات خیره می شه اما وقتی ازش می پرسی ، دلیلش را نمی گوید، وقتی با هم هستید ، شاد و شنگول می باشد ، می خنده و سعی می کنه تو را هم بخندونه و شادکنه اگرامکانش باشه تا سر کلاس یا دم در خونه تو را همراهی می کنه، اگه با هم هستین ، احساس راحتی میکنی و خیلی پر حرف میشی.

سعی می کنه آروم بهت دست بزنه و گاهی هدیه های کوچکی بهت می ده برات نامه میده یا ایمیل می فرسته ، اگر ازش بخوای که یک جایی بروید که او معمولاً نمی ره ، یا ارش بخوای کاری انجام بده که معمولاً انجام نمیده ولی به خاطر شما، اینکار رو می کنه و در آخر ، یک مرتبه حس می کنی که تازگی ها خیلی تو دل برو ، مهربان و دوست داشتنی شده و دلت بیشتر براش تنگ می شه اینها همه نشانه این است که هر دو شما به هم علاقه دارین !!!! 

آره خلاصه دیدید من و عشقولی هم هویجورکی عشقولی هم شدیم دیگه هی سر همدیگه رو گول مالیدیم مالیدیم تا گولامون تمون شد و عشقولی همیدیم !!!

 

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1387 توسط خانومی

 

 

سلام عسل مسل نفس مفس

سلام بچه ها

ببخشید که دیر آپیدم ایام سوگواری امام حسین رو به همه تون تسلیت میگم

 

دیشب من با عسل مسل رفتیم هیئتی که با دوستاش میرفت خیلی باصفا بود

عسل مسلم دیشبی مداحی کردش من کلی ذوق کردم تازه اونم از حضرت رقیه

من عاشق حضرت رقیه هستم خیلی دوستش دارم امیدوارم بتونم نوکر خوبی براش باشم البته اگه که به نوکری قبولم بکنه !!

 

ابتا یا ابتا ! من اَلذی اَیتمنی

من سه سالة حسینم، بانوی محرمم

مادر گریه ام و ، اسیــر درد و ماتمم

هر زمان ذکر لبم، ذکر حسین بابا میشه

سهم من مشت و لگد ز زجر بی حیا میشه

توی دنیا همیشه ناز یتیمو می خرند

ولی اینجــا یتیمو با تازیونه می زنند

چشم به راهتم یه بار، بابا بیا به دیدنم

توی خوابم همیشه تورو رو نیزه می بینم

باباجون خوش اومدی تو در خرابه های شام

خورشید عمر تو اُمده دیگه به روی بام

عمه گفت رفتی سفر، پس چرا تو دیر اومدی

حالا اومدی بابا دیدن این پیر اومدی

بابا جون دشمن تو وقتی که از راه می رسید

عمه را کتک میزد، معجر و از سر می کشید

وقتی از ضرب لگد پهلوی من درد می کشید

تازه فهمیدم که زهرا ، پشت اون در چی کشید

گوش من پاره شده ، گوشواره هام شکسته شد

چند روزه ز درد پهلو نمازم نشسته شد

 

 

خانوم رقیه امیدوارم که مدح بالا به دل بزرگ و مهربونت نشسته باشه !!

این شعری که گذاشتم متن مداحی دیشب نفسم بود البته خیلی بودش

این یکی دل من رو بیشتر از همه سوزوند !!

دیشب گفتم نمیدونم اگه من اون موقع بودم مثل مردم شام خانوم رقیه رو اذیت میکردم یا جزء کسانی بودم که طرفدار امام بود!! ؟؟

دیشب دعا کردم آقا امام زمان ظهور کنن ، همه مریض ها از بستر بیماری بیان بیرون

دعا کردم همه عاشقا به عشقشون برسن مثل ( من و آقایی) که من خیلی دوستشون دارم دعا کردم همه عاشقا رو عشقشون پایدار باشن مثل ( من و نفسم ) عسل مسلم

 

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1387 توسط خانومی

 

 

پسر برتر از دخترآمد پديد
پسر جمله را گفت و چيزي نديد

نگو دخترك با يكي دسته بيل
سر آن پسر را شكسته جميل

بگفتا:«جوابت نباشد جز اين
نگويي دگر جمله اي اين چنين

!
وگرنه سر و كار تو با من است
كه دختر جماعت به اين دشمن است

 

پسر اندكي هوشياري بيافت
سرش چون انار رسيده شكافت

پسر گفتش:«اي دختر محترم
كه گفته كه من از شما بهترم؟؟؟؟؟ !!!!!!

كه دختر جماعت به كل برتر است
ز جن تا پري از همه سر تر است

پسر سخت بيجا كند،مرگ بيد
كه برتر ز دختر بيايد پديد!

پس آن ضربه خيلي نشد نابه جا
كه يك مغز معيوب شد جابه جا

 

عسلم نوشتم که اگه خوندی لبخند بیاد روی لبای قشنگت

حالا به نظر شما عسلم پسر برتر است یا دختر ؟؟!!!

 




نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم دی 1387 توسط خانومی
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها


Blog Skin